تاتی تاتی عسلم
 
عسل ومهلا شیرینیه زندگین


 

http://zibasaz.niniweblog.com/


 

http://zibasaz.niniweblog.com/


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 11 آبان 1393 توسط مامان عسل 

سلام به دوستای گلم ودخمل وپسلای خوشگلتون ایشالله که همتون خوبین...ایشالله...تواین پست میخوام ازخرابکاری عسلی بگم این خرابکاری موجب شدمن این شکلی گریهگریهوعسل این شکلیخنده.بشه* آره عزیزم ازاین خرابکاریازیادمیکنی تمام لوازم آرایش مامانیویاشیکوندی یاخراب کردی ..یه دفعه هم رژمامانیوگرفته بودی وبه تمام لب ولوچه خوشگلت کشیده بودی تااونجاکه جاداشت وقتی یک دفعه برگشتی وصورتتودیدم وحشت کردم...عکسای دیگه هم که گذاشتم بدونه شرحه خودتون ببینین خنده


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 بهمن 1393 توسط مامان عسل 


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

لطفارمزوبه کسی ندین ممنون



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 5 بهمن 1393 توسط مامان عسل 

سلام دخمل خوشگل وشیطونکم...عسلم چندروزه که شیشه شیرگرفتم میخوام بهش عادت کنی تاراحت بتونم ازشیربگیرمت...حالااگه مامانی دراین زمینه تجربه ای داره دراختیارم بزاره تامن استفاده کنم ممنون...البته زیادباشیشه شیرمیونه ای نداری باهاش بیشتربازی میکنی تااین که بخوای به دهان ببری وبخوری...همیشه هم شیشه شیرومیبری جلوی میزتلوزیون ومیکوبی به میزازدست شیطونیهای شمامجبورشدیم میزتلوزیونوخالی کنیم» کارهای دیگه ای زیادانجام میدی بازی کردن باگوشی مامانیه..اگه بخوام ازت بگیرم جیغ ودادمیکنی ..تمام برنامه هاوبازی های گوشی روبلدی گاهی اوقات خودم متعجب میشم..ولی سعی میکنم زیاددستت ندم..غذاخوردنت هم اااااییی بهترشده خیلی دوست داری باغذاترشی بخوری گاهی اوقات اگه بهت ترشی ندم اصلاغذانمیخوری ..کاردیگه ای هم که میخوام درآخربگم به خواب بابایی حساسی کافیه بنده خداچشماشوازخستگی روی هم بزاره اونوقته که سروکله توپیدامیشه میری دست میکنی توچشاش ..صداش میکنی ..دستاشوبازمیکنی وگوشی تودستش میزاری وازش میخوای که باهات بازی کنه خلاصه کاری میکنی که ازخوابیدن پشیمون میشه ..اینم ازشیطنت های عسلی ..تاپست بعدی بای بای شیرین عسل ماما


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 دی 1393 توسط مامان عسل 

سلااااام به همه دوستای عزیزم..اول یه تشکرویژه به خاطررای هاتون ونظرای ارزشمندتون...ازهمه شماممنونم ونهایت تشکررادارم...ممنون* ممنون* نتیجه جشنواره هنوزمشخص نشده ولی تعدادرای عسل پایینه وامیدی برای برنده شدن نیست..ولی خب ایشالله برای مسابقات بعدی...خاله های عزیزومهربون اینم عکس بالباس هندوانه ای که مامانی می خواست شب یلدا باهاش عکس بندازه ولی چون بالباسای تابستونی جمع کرده بوددردسترس نبود..***** مرواریدات هم مبارک همه وجودم ***** راستی عزیزم چندروزپیش تب شدید کردی بعدازدکتربردن وآمپول خوردن هم خوب نشدی وتب شدیدداشتی مامانی وبابایی ساعت ۱۰/۵ شب بردنت بیمارستان آمپول بهت زدن بعدتبت اومدپایین وخوب شدی...فدات بشم جیگرم اونروز۳تاآمپول خوردی توعکس هم کمی ضعیف شدی...ایشالله که دیگه هیج وقت مریض نشی هم شما وهم همه کوچولوهای دوست داشتنییییییی*****


نوشته شده در تاريخ شنبه 13 دی 1393 توسط مامان عسل 

سلااام سلااام..خاله های مهربونم بامامانم همکاری کردم تادرجشنواره نی نی وبلاگی شرکت کنم..حالادیگه نوبت خاله های مهربونمه که بهم رای بدن.ببینم کی منوخیلی دوست داره هامیسی..ببینیدباماکارانی نوشتیم نی نی وبلاگ منم دارم میگم هوووووراااا******کد48 روبفرستین به 1000891010هوووورااا


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 آذر 1393 توسط مامان عسل 

سلااااام به همه دوستای گل خودم وخاله های مهربون عسلم...شب یلداروبه همتون تبریک میگم..برام نظرگذاشتین ازهمتون تشکرمیکنم مطمئن باشین پیش تک تکتون میام...راستی شب یلدابرای مایه شب خاطره انگیز وبه یادماندنی هست هرسال...به این خاطرکه تولدهمسری هم هست خوش به حالش هیچکس نمیتونه بهش بگه تولدتویادم رفته بود..خخخخ.     ایشالله اگه عسل همکاری کردعکس میندازم وبه این پست اضافه میکنم..این چندروزهم شرمنده بهتون سرنزدم سرمون خیلی شلوغ بودبه خاطرنذری مادرجون(مامانی خودم)خاله ودایی..نذرشون هم قبول باشه تاپست بعدی واضافه شدن عکسافعلا بای...بازم به مناسبت شب یلداتبریک..تبریک..اینم ازعکس شب یلداعسل که کلی شیطونی کردی ونزاشتی درست وحسابی ازت عکس بندازم..تمام خوراکیهای روی میزروهم مشت مشت به ماتعارف میکردی یاتواین ظرف واون ظرف میریختی خلاصه کاری کردی پشیمون شدیم روی میزچیزی گذاشتیم همه خوراکیهاروروی اپن گذاشتیم ..........راستی مامانی موهاتم کوتاه کردم شدی عین پسراوای مامانی خیلی پشیمونم ..کلامامانی همین مدلیه قبلش عجوله برای کوتاه کردن بعدش پشیمون ..حالاچندتاعکس هم میندازم تاخاله هانظربدهندولی خودم پشیمونم تازه آبجی مهلاوبابایی هم گفتن چراکوتاه کردی عیبی نداره دوباره بلندمیشه...اینم ازعکس عسل درشب یلدا


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 آذر 1393 توسط مامان عسل 

نوزده ماهگیت مبارک باشه عسلم...این چندوقت فرصت نکردم به وبت سربزنم عزیزم اما واسه پست ماهگردت هرجورشده اومدم فدااای خنده هات بشم که ازخنده غش کردییی...عسلییی به خدا...اول ازغذا نخوردنت بگم که مامانودق مرگ میکنی تایه قاشق غذابخوری اونم بازوردوغ وسالادوآب ...ایشالله یه پست بزارم بگم عسلم غذاشو خوب میخوره....وزنت هم ۱۲/۴۰۰ البته بالباس وقدت هم ۸۳ فدات بشم مامانی دوباره میام مطلب میزارم قول قول


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 آذر 1393 توسط مامان عسل 

عسلی مامان سلام ...فدای صورت ماهت بشم ..دخمل نازم حسش نبودموهاتوشونه کنم وگیره به موهای خوشگلت بزنم(آخه نکه خیلی هم میزاری گیره روسرت باشه..تاگیره می زنم میکنی میندازی اونور).....این دفعه باموهای درهم برهم ولباس لک ولوک ازت عکس انداختم ....قربونت بشم مچل هم که باشی خوشگلی فدات...بیشتروقتتوتوی آشپزخونه میگذرونی ببیییییییییییییییییییین..بچه ام توفکره.....لباستومی بینی ..روزی چندبارعوض کنم مایع ظرفشویی توبغلته به هیچکس نمیدیموهای دم موشی کی دم اسبی میشه خداااا.......این هم ازروزانه عسل درآشپزخانه تاپست بعدی بای بای دخملم..بریم تالباساتوعوض کنم نباتم       راستی مامانای گل به این آدرسی که براتون میزارم یه سربزنین..دوست گلم عاطفه جووون باهزینه کم وسریع زیبا وبلاگتونوباعکسای نی نی هاتون خوشگل میکنه نمونه اش  هم وبلاگ عسله.......ضررنداره یه سربزنین* http://amir93.niniweblog.com 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط مامان عسل 
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد