عسل ومهلا شیرینیه زندگین


 

http://zibasaz.niniweblog.com/


 

http://zibasaz.niniweblog.com/


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 11 آبان 1393 توسط مامان عسل 

سلام به همه دوستهای گلم. ..این روزفرخنده برهمه دخملااای  گل مبارک...


نوشته شده در تاريخ شنبه 24 مرداد 1394 توسط مامان عسل 

سلام عسلی مامان..۲۷ماهگیت مبارک..این روزایه کم درگیراینم که شماروازجیش بگیرم..اماموفق نشدم شماهمکاری نمیکنی...جیش داری ولی وقتی روی توالت فرنگی میزارمت یابه دستشویی می برمت جیغ ودادمیکنی که من جیش ندارم خلاصه که نتونستم تابه الان موفق بشم..ایشالله که پست بعدی موفقیت دراین پروژه سنگییییییین باشه..این عکس هم وقتی داشتیم به خونه عمه میرفتیم ازت انداختم...


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 18 مرداد 1394 توسط مامان عسل 

سلام عسلی مامان ..این روزابه خاطرروزه داری نتونستم وبت روآپ کنم ولی امروزتصمیم گرفتم عکسهایی که ازت انداختم روتووبت بزارم وهمینطورکارهای جدیدی که یادگرفتیوبرات بنویسم اول ازبازی جدیدی که یادگرفتی بگم اونم آلیساآلیسا

باآبجی میخونی وبازی میکنی اینجوری(آییساآییساجیجی آییسا

هیییییییییی)ودیگه این که هروقت چیزی دستت بدیم تشکرمیکنی البته این کاروخیلی وقته یادگرفتی ولی وقتی ازمون تشکرمیکردی مامتوجه نمیشدیم چون خیلی آروم میگفتی میشی

..ولی خوب بالاخره مامانی فهمیدوکلی قربون صدقه ات رفت...ودیگه اینکه وقتی باباازسرکارمیادسلام میکنی وبهش دست میدی وبعدبوسش میکنی وبابایی هم کلی ذوق میکنه..یه مدت هست که آبجی مهلابه باشگاه ورزشی رشته والیبال میره ومن وتوهم باآبجی میریم ..اونجاکلی آتیش میسوزونی تازه یه دوست جدیدهم پیداکردی به اسم بهارجون که چندماهی ازشماکوچکتره ماشالله خیلی نازه..خداحفظش کنه***عزیزم این ازپست ۲۶ماهگیت وعکسهای جدیدت که عین ماه شدی فداتشم


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 تير 1394 توسط مامان عسل 

عکس انداختن بالباس صورتی بعدیه حمام وآب بازی البته بدون اسراف***اینم ازعکسهای خوشگلت..فداتشم الهی بااون صورت گردت وخنده های عسلیت بووووووس..عاشق این عکست شدم


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 31 خرداد 1394 توسط مامان عسل 

سلام سلام به خاله های عزیزم مخصوصامامان آریاجون که بهم خبرخوش دادخودم خبرنداشتم وقتی کامنتاموچک کردم فهمیدم..مامان آریایی همیشه خوش خبرباشی ....ازهمه دوستهام ممنونم درسته که عسلی توهیأت داوران برنده شدورتبه آوردولی بازهم ازهمه تشکرمیکنم...


نوشته شده در تاريخ شنبه 23 خرداد 1394 توسط مامان عسل 

سلام عسل مامان ازحال واحوالت بگم کاملاخوبی خداروشکر..

سرت خوب شده امیدوارم دیگه این اتفاقهای بدتکرارنشه..

۲۵ماهگیت مبارک باشه دخمل نازم...

عسل مامان این روزاخیلی بهونه میگیری فقط دوست داری بیرون بری اگه یکی ازاهل خونه لباس بپوشه بخوادبره بیرون شماشروع میکنی به گریه کردن که منم میاااااام...هرچه قدربیرون بازی کنی خسته نمیشی..یه ماشین خوشگل هم بابایی برات خریده که توخونه سرگرم بشی ولی فقط همون روزاول برات جذابیت داشت

اگه بچه ای خونمون بیادبهش اجازه میدی تاسواربشه

حالایک عادت بدوخطرناک هم که هنوزهم ازسرت نیفتاده روبگم اونم اینه که وقتی بالیوان آب میخوری  بعدازخوردن٬ لیوان آب وپرت میکنی تاحالاکلی ازلیوانهای مامانیوشکوندی..گذشته از

ناقص شدن لیوانهای مامان میترسم به خودت آسیب بزنی ..البته بگم همیشه این کارونمیکنی ولی بیشتراوقات این کاروانجام میدی که باعث عصبانیت مامان میشه...بهم میگن بالیوان پلاستیکی بهت آب بدم ولی بالاخره که باید یادبگیری عزیزمامان..این چندتاعکس هم که تواین پست گذاشتم شمامشغول بازی درفضای سبزهستی ..خیلی بدوبدوکردن توفضای سبزوپارک دوست داری..

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 16 خرداد 1394 توسط مامان عسل 

سلام دخترنازم فدای اون صورت ماهت بشم امروزداشتی بازی بدو بدومیکردی ازاونجایی که همیشه خطرناک میدویی پات به مبل گرفت وخوردی زمین سرت خوردبه نوک سنگ..اولش که بغلت کردم متوجه نشدم توبغلم آرومت کردم اما وقتی خواستم ببوسمت دیدم یه طرف صورتت پرخون شده ...نمیدونی مامان چه حالی شدطبق معمول اول دست وپاموگم کردم بعدباخودم هی میگفتم وای حالاچیکارکنم خداآخه چیشده وای حالاخونشوچه جوری بندبیارم ...سمیراجونواحدروبه روکمکم کردوشمابردیم دکترخداروشکرکه به خیرگذشت سرت کمی شکسته پانسمان شدی دوباره بایدببرمت دکترپانسمان عوض کنه..فدات بشم اصلاگریه نکردی قربونت بشم...به خیرگذشت***


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 خرداد 1394 توسط مامان عسل 

سلام به خاله های عزیز...

اینبارهم دوباره درجشنواره شرکت کردیم...به انتخاب همسری

این عکس انتخاب شدوگرنه عکسهای زیادی درطبیعت داشتیم

حالاباکمک شماخاله هاودوستهای عزیز ببینیم چی میشه...

فدای همتون ممنووووون****کد18***به شماره1000891010****


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 خرداد 1394 توسط مامان عسل 
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد