تاتی تاتی عسلم

عسل ومهلا شیرینیه زندگین

۲۳ ماهگیه عسلی

سلام دخمل خوشگلم عسلم..مامانیوببخش که دیربه دیروبلاگتوآپ میکنه این چندوقته که درگیررفت وآمدومهمونی بودیم بعدش هم که شمامریض شدی ..الان خوب شدی ولی کمی ضعیف شدی تصمیم دارم تاهواگرمترنشده ازشیربگیرمت ولی اگه بهت شیرندم خیلی گریه میکنی نمی دونم چیکارکنم علاقه ای هم به شیرپاستوریزه اصلانداری چیکااااااارکنم نمیدونم..چراازشیرگرفتن انقدربده..ازخدامیخوام کمکم کنه به شماهم صبروتحمل بده تابتونی به راحتی این مرحله روبگذرونی *** ازعیدبگم درکل خوب بودامیدوارم که تاآخرش هم خوب باشه این چندتاعکس هم گذاشتم که خونه عمه مهربونت رفته بودیم ازت گرفتم اونجادخمل خوبی بودی ولی گوشی ازدستت کنارنمیرفت ..عکس بعدی هم ازسیزده به درگرفتم خیلی فضای سبزدوستداری همینطورعلا...
20 فروردين 1394

روزهای پایانی آخرسالودوست دارم

سلام به دوستای گلم ایشالله که هم خودتون هم دخمل پسلای خوشگلتون خوب باشین...به خاطرنظرهای گرمتون ازتون تشکرمیکنم قول میدم پیش تک تک دوستای نازنینم برم...شرمنده دخمل نازنینم به خاطردیرمطلب گذاشتنم این روزاهم ازلحاظ کاری وهم ازلحاظ فکری سرم شلوغ بودکمی هم تنبلی  که بهش اضافه کنی  میشه دلیل دیرآپ شدنم....خوب حالاازاین چندوقت برات مینویسم نباتم اول بگم که کارای عیدم تقریباتموم شدفقط خورده کاریاش مونده  وعوض کردن چندتاتیکه ازوسایل خونه اگه خدابخواد..باکمال بی حوصله گی کارای عیدوانجام دادم نمیدونم چراولی اصلاهیچ میلی به کارکردن نداشتم خلاصه تموم شدولی عشقم مامانی روزهای آخرسالودوستداره خرید..کاشتن سبزه..ماهی خریدن..چیدن هفتسین..چهارش...
11 اسفند 1393

بیست ویک ماهگیت مبااارک عشقم

۲۱ ماهگیت مبارک باشه عزیزدل مادر..نفسم یه کمی مطلب گذاشتنم دیرشدآخه مامانی یه کم درگیرکارعیده ..امسال یه کمی زودشروع کردم البته خونه روبهم نریختم کم کم شروع کردم که نه خسته بشم ونه شمااذیت بشی..یه کارجدیدیادگرفتی نمیدونم توی فیلم دیدی که کسی تیرمیخوره وبعددرچندمرحله به زمین میفته..وقتی بهت میگیم عسل خودتوبنداز...خیلی آروم اول روزانومیفتی وبعدمیشینی وبعدغش میکنی و درازمیفتی ..ماهم بهت میخندیم.وای مامانی این مداددست گرفتنت ماروکشته نمیدونیم ازدستت چیکارکنیم دیواری سالم توخونه نزاشتی همه جاخط خطیه..حالاکاش دیواربود..روی جاکفشی روی یخچال روی کمد..اول که بهت دفترمیدیم خیلی قشنگ میشینی وخط خطی میکنی امابعدچنددقیقه خسته میشی ومدادبه دست ...
17 بهمن 1393

خرابکاری یاشیرین کاری؟؟؟

سلام به دوستای گلم ودخمل وپسلای خوشگلتون ایشالله که همتون خوبین...ایشالله...تواین پست میخوام ازخرابکاری عسلی بگم این خرابکاری موجب شدمن این شکلی  وعسل این شکلی .بشه* آره عزیزم ازاین خرابکاریازیادمیکنی تمام لوازم آرایش مامانیویاشیکوندی یاخراب کردی ..یه دفعه هم رژمامانیوگرفته بودی وبه تمام لب ولوچه خوشگلت کشیده بودی تااونجاکه جاداشت وقتی یک دفعه برگشتی وصورتتودیدم وحشت کردم...عکسای دیگه هم که گذاشتم بدونه شرحه خودتون ببینین  ...
6 بهمن 1393
1205 18 63 ادامه مطلب

بیست ماهگیت مباررررک باشه عشقم

سلام دخمل خوشگل وشیطونکم...عسلم چندروزه که شیشه شیرگرفتم میخوام بهش عادت کنی تاراحت بتونم ازشیربگیرمت...حالااگه مامانی دراین زمینه تجربه ای داره دراختیارم بزاره تامن استفاده کنم ممنون...البته زیادباشیشه شیرمیونه ای نداری باهاش بیشتربازی میکنی تااین که بخوای به دهان ببری وبخوری...همیشه هم شیشه شیرومیبری جلوی میزتلوزیون ومیکوبی به میزازدست شیطونیهای شمامجبورشدیم میزتلوزیونوخالی کنیم» کارهای دیگه ای زیادانجام میدی بازی کردن باگوشی مامانیه..اگه بخوام ازت بگیرم جیغ ودادمیکنی ..تمام برنامه هاوبازی های گوشی روبلدی گاهی اوقات خودم متعجب میشم..ولی سعی میکنم زیاددستت ندم..غذاخوردنت هم اااااییی بهترشده خیلی دوست داری باغذاترشی بخوری گاهی اوقات اگ...
16 دی 1393

رویش مروارید۱۳ و۱۴ مبااااارک...

سلااااام به همه دوستای عزیزم..اول یه تشکرویژه به خاطررای هاتون ونظرای ارزشمندتون...ازهمه شماممنونم ونهایت تشکررادارم...ممنون* ممنون* نتیجه جشنواره هنوزمشخص نشده ولی تعدادرای عسل پایینه وامیدی برای برنده شدن نیست..ولی خب ایشالله برای مسابقات بعدی...خاله های عزیزومهربون اینم عکس بالباس هندوانه ای که مامانی می خواست شب یلدا باهاش عکس بندازه ولی چون بالباسای تابستونی جمع کرده بوددردسترس نبود..***** مرواریدات هم مبارک همه وجودم ***** راستی عزیزم چندروزپیش تب شدید کردی بعدازدکتربردن وآمپول خوردن هم خوب نشدی وتب شدیدداشتی مامانی وبابایی ساعت ۱۰/۵ شب بردنت بیمارستان آمپول بهت زدن بعدتبت اومدپایین وخوب شدی...فدات بشم جیگرم اونروز۳تاآمپول خوردی توعکس ...
13 دی 1393