تاتی تاتی عسلم
 
عسل ومهلا شیرینیه زندگین


 

http://zibasaz.niniweblog.com/


 

http://zibasaz.niniweblog.com/


نوشته شده در تاريخ يکشنبه 11 آبان 1393 توسط مامان عسل 

سلام به دوستای گلم ایشالله که هم خودتون هم دخمل پسلای خوشگلتون خوب باشین...به خاطرنظرهای گرمتون ازتون تشکرمیکنم قول میدم پیش تک تک دوستای نازنینم برم...شرمنده دخمل نازنینم به خاطردیرمطلب گذاشتنم این روزاهم ازلحاظ کاری وهم ازلحاظ فکری سرم شلوغ بودکمی هم تنبلی  که بهش اضافه کنی  میشه دلیل دیرآپ شدنم....خوب حالاازاین چندوقت برات مینویسم نباتم اول بگم که کارای عیدم تقریباتموم شدفقط خورده کاریاش مونده  وعوض کردن چندتاتیکه ازوسایل خونه اگه خدابخواد..باکمال بی حوصله گی کارای عیدوانجام دادم نمیدونم چراولی اصلاهیچ میلی به کارکردن نداشتم خلاصه تموم شدولی عشقم مامانی روزهای آخرسالودوستداره خرید..کاشتن سبزه..ماهی خریدن..چیدن هفتسین..چهارشنبه سوری ..همه اینامنوسرذوق میاره..چندروزپیش باشماوآجی مهلاوبابایی ومستانه جون رفتیم هفت تیربرای خریدمانتو..تمام مغازه هاروزیرپاگذاشتیم تابالاخره مامانی یه مانتوپسندکرد خلاصه یه مانتو وپالتومامانی وآجی مهلاخریدن..شماخیلی خسته شده بودی بعدرفتیم سعدی برای خریدکیف وکفش ..برای ناهاربه غذاخوری رفتیم وشماروتوی اتاق بازی گذاشتیم تاکمی بازی کنی ولی زیادخوشت نیومدبعدناهارهم یه سربه ونک زدیم وبعدهم برگشتیم خونه خیلی خسته شدیم پاهام دیگه نای راه رفتن نداشت البته کلی ازخریدامون مونده...این عکساروهم تواتاق بازی ازت انداختم اصلابرای عکس انداختن همکاری نکردی ببین


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 اسفند 1393 توسط مامان عسل